دفترچه خاطرات گلابتون

خرید بک لینک
هوا به طرز مرگباری داغه واقعا نمیشه نفس کشید نمیشه 5 دقیقه بیرون موند نمیشه هیچ جا رفت فقط سرکار و خونه ونهایتا کلاسهامو میرم.کاش زودتر پاییز بشههفته پیش مهمون داشتم دوستم و خواهرم پیشم بودن بعدم خواهرم موند تا جمعه آخر شبش رفتیم خونه اون و دیروز رفتم برای ضمانت وام ازدواجش بعدشم برگشتم سرکار دقیقا له شده بودم از گرما و خستگی و بی خوابی.این روزا دارم سریال سرزمین مادری رو نگاه میکنم و دوستش دارم و مدام فحش میدم به باعث و بانی این وضع امروز وطنیکی دو تا چکاپ پزشکی دارم بعدش میخوام برم کلاس آموزش رانندگی ایشالا که بتونم دیگه سوار ماشینم بشم. دفترچه خاطرات گلابتون...ادامه مطلب

ما را در سایت دفترچه خاطرات گلابتون دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 2 تاريخ: دوشنبه 5 شهريور 1403 ساعت: 22:37

تیر رفت و مرداد هم اومد.

حدود سه هفته مامان و بابام پیشم بودند.چند روزی رفتیم مشهد که بد نبود اما هوا خیلی گرم بود و اذیت شدیم اما برای روحیه مامان و بابا خوب بود.

بعدشم ماشینمو تحویل گرفتم و یه سفر رفتم

فرشامو به قالیشویی دادم و یه کم خونه رو تر وتمیز کردم

هوا خیلی گرمه واقعا سخته تحملش ....

این روزا یه کم خسته وبی حوصله م امیدوارم بگذرن این روزا....

دفترچه خاطرات گلابتون...

ما را در سایت دفترچه خاطرات گلابتون دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 5 تاريخ: سه شنبه 16 مرداد 1403 ساعت: 16:32

بهارم تموم شد و تابستون از راه رسید کی میدونه بهار بعدی رو میبینیم یانه؟دوتا سفر تو خرداد ماه رفتم که خوب بود کمی باعث شد روحیه م ترمیم بشه. گاهی اونقدر خسته میشم که سرپا خوابم میبره.باشگاه و کلاس و برنامه های شخصیم و سرکار رفتن و سفرها کل تایمم رو میگیره ولی راضیم ازش...چند روز پیش پیامک اومد که باید بقیه پول ماشین رو واریز کنیم منم امادگیشو نداشتم دیگه ناچار 7 تا نیم سکه فروختم و تسویه ش کردم تحویل ماشین هم اخر تیرماهه ایشالا که تا اون موقع بتونم چند جلسه هم کلاس برم یه کم راه بیفتم..قراره یه سفر با مامان و بابام بریم مشهد حال و هوایی عوض کنیم قبلشم احتمالا چند روز میان خونه من ایشالا که حال دل همه مردم خوب باشه دفترچه خاطرات گلابتون...ادامه مطلب

ما را در سایت دفترچه خاطرات گلابتون دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 19 تاريخ: يکشنبه 10 تير 1403 ساعت: 18:19

روزای بهاری دلگیری رو میگذرونم البته خیلی بهتر از روزای اولم اما خب هنوز جای زخمم میسوزه..دارم روی خودم کار میکنم چند تا کتاب روانشناسی درباره مدیریت احساسات و روابط گرفتم که بخونم دانشم بره بالا دیگه اینجوری آسیب نبینم.این توصیه دکترم بود البته..ورزشمو با قدرت شروع کردم دوسه روز سفر رفتم تنهایی اونم به شیرازی که همیشه دوستش دارم و خیلی موثر بود توی روحیه م..اون آدمو یه بار دیگه دیدم البته در حد یک ساعت توی محیط کار و رفتارم رو کاملا مدیریت کردم و عادی برخورد کردم هرچند اذیت شدم ولی خوب بود حس کردم قوی بودنم هنوز از بین نرفته!امیدوارم از پس مدیریت حالم و رفتارام بربیام و دیگه اجازه ندم دفترچه خاطرات گلابتون...ادامه مطلب

ما را در سایت دفترچه خاطرات گلابتون دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 25 تاريخ: جمعه 18 خرداد 1403 ساعت: 12:15

روزای سخته

خسته م

دلگیرم

عصبیم

چند روزی رفتم به خانواده م سر زدم بازم آروم نشدم...دلم میخواد برم یه جایی هیچ موجود زنده ای نباشه کسیو نبینم دیگه

دفترچه خاطرات گلابتون...

ما را در سایت دفترچه خاطرات گلابتون دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 22 تاريخ: جمعه 18 خرداد 1403 ساعت: 12:15

صفحه بندی