
چقدر هوا گرم شده سوختیم والا!به سرعت نور ماه آخر بهارم داره میگذره ..این ماه یه سفر رفتم به سوباتان که پیمایشی بود و توی فضایی خنک و بارونی و غرق در مه مرز گیلان و اردبیل که خیلی لذت بخش بود و حالمو خوب کرد..بعدشم مامان و بابام اومدن پیشم و سه روز باهاشون رفتیم تبریز سفر گردشی که اونم خوب بود البته بجز قسمت برگشتش که با قطار اومدیم و حسابی خسته و کوفته شدیم! مثلا خواستم یه کم صرفه جویی کنم رفت رو هواپیما و برگشت رو قطار گرفتم ولی قطارش داغون و کثیف بود و خیلیم تو راه وایساد دیر رسیدیم من 7 صبح خ...
ادامه مطلب
این روزها وقتی میامxa0 وب اول میرم سراغ الی ببینم که چه خبرجدیدی از گل پسرش نوشته!؟ خدا رو شکر که توی این دنیای سرد و سیاه یه نفر یه دوست ندیده یه مادر منتظر بلاخره به آرزوش میرسه و لبخند میزنه...ایشالا...
ادامه مطلب