این تعطیلیا رو در نهایت بطالت تو خونه گذروندم بدون اینکه هیچ غلطی بکنم فقطم برای اینکه مامانم اینا از اول شهریور هی گفتن میایم و میایم و اخرشم اومدن و رفتن خونه خواهرم! منم هیچ جا نرفتم البته توی خونه هم فیلم دیدم و استراحت کردم و البته ترشی هم درست کردم جاتون خالی اونم یه عالمه! ترشی برام بوی پاییزو میاره و حس درست کردنش رو بیشتر از خوردنش دوست دارم...
جلسات مشاوره م رو ادامه میدم و سعی میکنم به توصیه های روانشناسم عمل کنم هنوز آشفتگی و آشوبم ادامه داره ولی میخوام بهش غلبه کنم.
از حس قهرمان بودن و مدام برای خوشایند و راحتی بقیه تلاش کردن میخوام بیام بیرون و به فکر خودم باشم..
از روابط یک طرفه و احوال پرسیدن و نگران شدنای یک طرفه بیام بیرون و اگه کسی به سمتم نیومد منم به طرفش نرم
امیدوارم بتونم
دفترچه خاطرات گلابتون...ما را در سایت دفترچه خاطرات گلابتون دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 87