نفسی می آید

خرید بک لینک

هفته سخت و خسته کننده ای بود که خدا رو شکر داره تموم میشه..شنبه که کلاس داشتم و تا دیر وقت بیرون بودم.یکشنبه هم صبح زود رفتم MRI و عصرشم نتیجه رو بردم پیش دکتر و بعد از دو ساعت و نیم معطلی متاسفانه حرفهایی زد که خیلی خوشایند نبود.گفت CIM هستی یعنی پیش MS که ممکنه توی همین مرحله بمونه یا پیشرفت کنه حالا قراره سه ماه دارو بخورم بعد دوباره ام آر آی و آزمایش خون بدم و ببینم چی میشه؟ خیلی نگرانم اما دکتر گفته باید کاملا آروم و بی استرس باشی...نمیدونم میشه؟ خدا خودش کمک کنه چون اصلا نمیتونم این یکی رو دیگه تحمل کنم...

امروز کمیته داشتم توی بهزیستی و بعد از کلی سوال و جواب از اعضای کمیته بلاخره رای مثبت دادن و برای من دختر زیر 5 سال در نظر گرفتن..خیلی خوشحال شدم انگار دنیا رو بهم دادن..با همه سخت گیریها و سوال و جوابهاشون اینکه سن بچه خیلی زیاد نبود خیلی برام امیدوار کننده است ...دیگه یه فرمی رو امضا کردم و بعدش گفتن باید منتظر بشم بچه این سنی پیدا بشه و خبرم کنن...الهی شکرت...

همش از خدا میخوام هرچی صلاحه همون اتفاق بیفته و امیدوارم خودش کمکم کنه و تنهام نذاره...

کلاسم همچنان ادامه داره وکم و بیش درس هم میخونم پس فردا کنکور آزمایشی دارم که امیدوارم خوب بشه و این یک ماه باقی مونده هم به خوبی تموم بشه...

یه کم هزینه های دکتر و درمان زیاده و گاهی کم میارم اما همه امیدم به خداست که خودش هوامو داره...

دوستت دارم خدا جون

دفترچه خاطرات گلابتون...

ما را در سایت دفترچه خاطرات گلابتون دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 134 تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 20:23

صفحه بندی