خونه دار شدم

خرید بک لینک

پروژه نفس گیر خرید خونه روز چهارشنبه با تحویل گرفتن خونه از فروشنده و تحویل دادنش به مستاجر به قسمتهای پایانیش نزدیک شد.

خیلی خیلی استرس و فشار روم بود این مدت ولی خدا مثل همیشه کمک کرد و تونستم خوب پیش ببرمش یعنی البته اون پیش برد و من فقط تماشا کردم..شکرت خدا.

پرونده وام مسکن هم تشکیل شده و منتظرم که بیان برای کارشناسی و وام رو بدن تا بریم سند رو بزنیم و دیگه با قطعیت بتونم بگم خونه مال منه هرچند الانم تقریبا بخش عمده پول رو دادم فقط مونده مبلغ وام مسکنش..

خدا رو شکر که یهو همه چی رو جور کرد تونستم با قرضی که از مامانم گرفتم و لطف یه دوست خوب خونه رو بخرم دلم میخواست خودم میرفتم توش مینشستم اما خب صابخونه حاضر نشد پولمو بده و منم مجبور شدم اجاره ش بدم ایشالا اگه خدا بخواد سال بعد همین موقع توی خونه خودمم اگه عمری باقی باشه...

کلاسهای دکترا از دیروز شروع شد و منم از صبح زود سر کلاس بودم علی رغم همه خستگیش اما حس خیلی خوبی داشت امیدوارم همه اونایی که رویای دکتری دارن موفق بشن.

دندونپزشکمو پیدا کردم بلاخره و قراره دندونی رو که مشکل داشت توی همین روزها درست کنم اونم خیلی راهش دوره اما خب می ارزه به رها شدن از این عذاب دو ماهه..خدا کنه اونم به خوبی تموم شه که استرسش زیاده!

تابستون و همه گرماش کلی منو میبره به خاطره ها خیلی دلم سفر میخواد منتها الان شرایطش رو ندارم دلم میخواد پروژه خونه تموم بشه یه مقدار قرضام سبک بشن تا اگه خدا خواست سال آینده یه ماشین بخرم برای وقتهایی که دلم هوس دریا و جنگل میکنه که دیگه منتظر نشم یکی بیاد منو ببره سفر !

دفترچه خاطرات گلابتون...

ما را در سایت دفترچه خاطرات گلابتون دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 158 تاريخ: يکشنبه 2 آبان 1395 ساعت: 7:02

صفحه بندی