گلابتون در فکر کوچ

خرید بک لینک

یه هفته دیگه از تابستون گرم هم سپری شد..دلم میخواست یه باغ پردرخت داشتم که تابستونا وقت گرمای هوا توی بالکنش بشینم و گوش بسپارم به صدای پرنده ها و حسابی کیف کنم...دریغ که توی این شهر شلوغ حتی داشتن حیاط هم رویاست...

مدتیه دارم به مهاجرت از تهران فکر میکنم..به اینکه برم توی یه شهر دیگه و دور از شلوغی پایتخت توی آرامش زندگی کنم..اولین گزینه م هم یه شهر سرسبز شمالیه...فکرکردم مثلا اگه خونه مو اینجا رهن بدم میتونم با پولش اونجا یه خونه بزرگ بگیرم و یه ماشین و راحت زندگی کنم..ظاهرش عالیه ولی خب سختیهای جابه جایی و محیط کار و زندگی جدید رو هم داره که واقعا روحم دیگه پذیرای این همه فشار نیست..از طرفیم میگم من که تنهام چه اینجا و چه اونجا! یه فکر دیگه م هم اینکه که محل کارم یعنی اداره مو عوض کنم و برم دنبال انتقال به یکی دیگه از اداره های زیر مجموعه که بتونم یه رتبه بالاتر از نظر اداری بگیرم چون دیگه توی جایگاه فعلی امکان پیشرفت ندارم ولی خب جای جدید هم از نظر مسافت دورتر میشه و هم معلوم نیست خوب باشه یا نه؟ خلاصه اینکه حسابی فکرم گیره!

آخر هفته با دو تا از دوستام رفتیم تور یک روزه جنگل نوردی..تجربه خوبی بود هرچند یه مقدار گرم بود..بعدشم دوستم که از شهر دیگه اومده بود یک روز پیش من موند..کلا خوش گذشت...

امیدوارم حال دلتون خوب باشه و گرما اذیتتون نکنه!

دفترچه خاطرات گلابتون...

ما را در سایت دفترچه خاطرات گلابتون دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 168 تاريخ: پنجشنبه 31 مرداد 1398 ساعت: 19:36

صفحه بندی