امسال چنان با شدت و سرعت گذشت که باورم نمیشه رسیدیم به بهمن! سال خوبی نبود ولی بازم شکر خدا که گذشت...امیدوارم همه خستگی ها و غصه ها و مشکلات مردم با این زمستون بره و بهار که میاد برای همه حال خوب بیاره...
این روزها سرگرم دیدن فیلمهای جشنواره فجرم بعضیاش خوب و جذابن بعضیاشم کسل کننده.یه کم خسته میشم از رفت و آمد ولی سرگرمی خوبیه..
یکی از همکلاسیام که استرالیا زندگی میکنه چند روزیه اومده ایران و امروز قرار گذاشتیم بریم ببینیمش.گاهی فکر میکنم کاش منم رفته بودم..کاش برم..ولی به خودم میگم هرجا بری دلتم همراهت میاد..نمیتونی از دلتنگیات بگذری...
دلم یه اتفاق خوب یه خبر خوب یه تغییر خوب یه حال خوب میخواد...
دوسه روزی مامان و بابام پیشم بودند حالا تو فکرم یه فرصتی بشه با ماشین برم! ببینم میتونم؟!
این روزا از ترس کرونا هی دست میشوریم هی ماسک میزنیم هی مراقبیم! ولی نمیدونم تهش چی میشه؟! خدا این بلا رو هم از سرمون دور کنه...![]()
دفترچه خاطرات گلابتون...
ما را در سایت دفترچه خاطرات گلابتون دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 154