
xa0دیروز عصر رفته بودم خونه دوستم بهش سر بزنم دیگه اونقدر طولانی شد حرفامون یهو دیدم هوا تاریکه! به زور شام نگهم داشت طفلک با بچه کوچیک حسابی گرفتار شده ولی دختر بانمکی داره خیلیم شیرین زبونه ماشالا... ...
ادامه مطلب
xa0xa0xa0xa0 دوسه هفته شلوغ داشتم هی یه خط در میون مامانم اینا اینجا بودن و منم مشغول کار اداره و کارهای خونه و کنارش باشگاه و ...نهایتا خسته شدم خیلی..دیروز رفتن ولایت تا آخر هفته دوباره بیان که اگه قسمت باشه بریم چند روزی مشهد..توی سالهایی که دارم کار میکنم همیشه دلم میخواسته مامانم اینا رو ببرم یه جایی مسافرت ولی یا وقتش نبوده یا پولش! دیگه این بار تصمیم گرفتم هرجور شده هماهنگش کنم..از چند ماه قبل برای پولش برنامه ریزی کردم و تونستم زائرسرا بگیرم و اونا رو هم هماهنگ کنم..خواهرم نمیاد و ما سه...
ادامه مطلب
xa0 xa0xa0xa0xa0xa0xa0 نمیدونم خاصیت بهاره یا دل من مشکلی داره که اینقدر حساس و نازک شده و زود میگیره؟ یه بغض پنهانی مدام توی گلوم بالا و پایین میره و هر وقت فرصتی گیرش میاد راهی به چشمام بازمیکنه و بیرون میزنه...دیروز روز بدی بود..مثل اکثر جمعه ها باز دلم هوایی شد..باز دلم تنگ شد برای زندگی و عشق و کودکی که همیش...
ادامه مطلب